باربدصداقت و علی اجلالی سوم مسابقات بین المللی کاراته شدند...
اولين دوره مسابقات آسيایي شوتوكان ski به میزبانی استان کرمانشاه 27 و 28 شهریورماه سالجاری با شرکت 814 کاراته کا و 24 تیم داخلی و تیم های عراق،افغانستان و تركمنستان برگزار شد، در مجموع تیم ایران عنوان قهرمانی را کسب کرد، تیم عراق دوم شد و تیم های افغانستان و ترکمنستان مشترکاً سوم شدند.
نوشته مدکور را خالی از لطف ندیدم که بار دیگر در وب تکاب خبر بگذارم چون هر چه از کاستی ها مینویسند و گویند باز گوش شنوائی نیست پس باهم برای مطالعه و دیدن دوباره این نوشته قابل احترام که براد خوبمان مهندس احد نباتی نوشته اند. گوش جان می سپاریم تا شاید بار دیگر مسئولین منطقه این نارسائی ها را در شهر تاریخی تکاب مورد بازرسی و باز خوانی برای پیگیری مشکلات این شهر قرار دهند.
گاه پیرمردی که در هویت از بی هویتی می گوید
این نوشته را نه به شوق نام و نان و ذوق، بلکه اگر عشق به هویت تیکانتپه افشار و سرنوشت این کهن ، نبود هیچگاه قلم به زبان نوشتن باز نمی گشود.
پیرمرد نگاهت از دردی سخن می گوید که ریشه در تاریخ و هویت ما دارد، که تبر بر ریشه آن می زنیم.
نوشتن از تاریخ پر فراز و نشیب تیکانتپه افشار، شهری که از تمدن و فرهنگ غنی برخوردار است سخت است آری فرهنگی که هویتش را می سازد.سخن گفتن از هویت ،آن هم در بازار بی هویتی، زخمهای کهنه را سر باز می زند. پیر مرد چه غریبانه نگاه می کنی... شب عجیبی است شبی که می خواهم از هویتی سخن بنالم و فریاد سر دهم ، تمدن تاریخی در زیر خروارها خروار مدرنیته می شکند .
وقتی به این جمله می نگریم که "بحران هویت دردی است که در شب یلدای فلک زدگی،آدمی را به هر سو می کشناند "آن وقت متوجه می شویم خواسته و ناخواسته تبر بر هویت می زنیم هویتی که ما میراثدار آن هستیم .
بحران هویت ، بحران وارونگی جهان میباشد.یک اثر معماری می تواند تبلور یک هویت جمعی باشد و یا صرفا به بیان شخصیت و هویت طراح و سازنده خود ، مستقل از هنجارهای جمعی بپردازد.
هرگاه آثار متعلق به هویتی جمعی و متجانس گرد هم آیند ، منظومهای هماهنگ شکل می گیرد، و هرگاه آثاری با هویت فردی و نامتجانس کنار هم قرار گیرند ،مجموعهای ناهماهنگ حاصل می گردد. امروز هماهنگی حاصل از هم نشینی بناهای متجانس را به "هویت" و ناهماهنگی حاصل از همجواری بناهای نامتجانس را به " بی هویتی " تعبیر می کنند.شهر سنتی منظومه بناهایی است که تحت سیطره بینش سنتی و آداب و رسوم آن و متاثر از محدودیتهای اقلیمی و فنی شکل گرفته و لاجرم دارای وحدت و هم آوایی هستند.
تنها«گنج یاب»ها و خریداران سودجوی«زیرخاکی»ها نیستند که تیشه به ریشه میراث فرهنگی و طبیعی ما می زنند. بلکه ادارات و سازمانهای مربوطه بدلیل عدم تخصص نیروهای انسانی ، اجازه تخریب بافتها ی ارزشمند را صادر نموده و زمینه شکل گیری بی هویتی در فضای کالبدی را فراهم ساخته تا گوشهای از سهم خود در چرخه میراث کُشی ادا کرده باشند.
بافت تاریخی ابزاری کالبدی-نظری و روش شناختی برای مشخص نمودن هویت تاریخی است – واکاوی هویت تاریخی و هویتیابی تاریخی مقدم بر هویت یابی فرهنگی و اجتماعی است. برای مشخص شدن موضوع کمی ملموس تر به اوضاع شهرمان تکاب و بافت ارزشمند آن می پردازیم.
بازار رو باز تکاب در سال 1328 تا سال 1338 توسط معمار معروف شهر تبریز استاد غلام حسین معمار باشی تبریزی به دستور ساعد السطان افشار (فتحعلی خان افشار) در چهار خیابان اصلی به مرکزیت چهارراه فعلی تکاب ساخته شد . درهای زیبا و چوبی به روش پیمون بندی و یا به اصطلاح امروزی "طراحی صنعتی" ساخته شدن. نجار آن نیز استاد کربلایی محمد نجار تبریزی بود .
امروزه در خیابانهای امام و انقلاب فعلی آثاری از این بازار روباز (مغازهها) قابل رویت می باشد.بازاری زیبا و حیاتی که نقش اقتصادی در شهر را ایفا می کند.
در واقع پیشرفت فیزیکی کالبدی شهر تکاب به واسطه این بازار بوده و دور تا دور آن فضای شهری شکل گرفته است.متریال (مصالح) این بازار،چوب بعنوان تیر و خشتی قالبی (آجر) سازه آن را شکل می دهد. نکته قابل توجه در معماری این بازار اندازه مغازهها میباشد که نسبت به کاربری و متراژ زمین طراحی شده به طور کلی به شکل مستطیلی به ابعاد 3 در 7 و به ارتفاع 3.5 متر میباشد . و با آجرکاری بسیار زیبا و با سردرهای منحصر به فرد هویت اقتصادی خوبی به خیابانهای شهر تکاب داده است.
متاسفانه در سالهای اخیر بعلت بی توجهی مسئولین یا بهتر است بگوییم فقر اطلاعات آنان نسبت به حفظ و نگهداری بافتهای ارزشمند از یک طرف و نبود اداره میراث فرهنگی این بافت ارزشمند در حال از بین رفتن است.
نکته قابل تامل در این زمینه شهرداری تکاب میباشد که در مقابل این تخریبهای بی رویه و تغییر چهره هیچ عکس العملی نشان نمی دهد و بناهای جدید الحداث به مانند بانکهای ملی، صادارت، مسکن، تجارت و چند بنای دیگر نامتجانس، شالوده خود را بر پایه تخریب بافت ارزشمند بازار روباز تکاب گذاشتند .طبق تحقیقات انجام شده این بازار، بزرگترین بازار روباز کشور می باشد که متاسفانه در حال از بین رفتن است.
پرونده میراث فرهنگی و شهرداری در تکاب مشخص است ،نبود یک مهندس معمار یا شهر ساز در شهرداری و اشتغال افراد معلوم حال وضعیت را بهتر از این نمی کند . دوستان بیایند به خیابان تربیت تبریز ، قارن ساری نقش جهان اصفهان ، امام خمینی تهران و ... بنگرند که با احترام به فضای شهری این میراث را برای آیندگان نگهداری می کنند .
از آنجا که نگاه مدیران بالادستی به حوزه های جغرافیایی کاملا تبعیض آمیز است . مدیران پایین دستی نیز از تخصص کافی برخوردار نیستند شاید بهتر است بگوییم از بی تخصصی رنج می برند و همین موضوع ،مسئله را وخیم می کند.
زنگ خطر جدی از بین رفتن این هویت شهری را به صدا در می آوریم و تقاضای کمی تامل به شهرداری و میراث فرهنگی را داریم. و از مغازه دارن عزیز عاجزانه تقاضای حفظ هویت این بازار را داریم چرا که گاهی وقتها خیلی زود دیر می شود.
متاسفانه مسئله فقط از بین رفتن این بازار نیست قلعه تاریخی فتحعلی خان افشار (ساعد السلطان)با واگذاری به اداره هلال احمر و تغییر شکل این مجموعه سنتی با مصالح امروزی گوشه ای از میراث بشری به یک فضای اداری تبدیل شده است حال سوال این است ایا حفظ و نگهداری از بناهای سنتی کمتر از نجات دادن جان انسانها است. بهتر بود این مجموعه ارزشمند ثبت شده در آثار ملی ، به موزه شهری یا حداقل به اداره جدید تاسیس میراث فرهنگی اختصاص می دادند.
در پایان پیشنهاد می گردد که :
1- ضمن ثبت این بازار در اثار ملی و احترام به تاریخ گذشته تیکانتپه افشار زمینه جذب توریست و رونق این بازار را فراهم گردد.
2- با بکارگیری نیروهای متخصص و دلسوز جهت مرمت و حفظ این مجموعه کم نظیر و جلوگیری از تخریب و تغییر چهره آن به هویت شهری تکاب احترام بگذاریم .
3- برخی از مغازها در بازار با تغییر اندک اصالت خود را از دست داده اند که هر چه سریعتر با ساماندهی جلوی صدمات بیش از اندازه گرفته شود.
4- آگاه سازی بازاریان و کسبه از ارزش تاریخی و معنوی این بازار جهت حفظ و نگهداری .
سخنی با نگاه نگران پیرمرد
آری پیرمرد نگاهت را که از عمق بی هویتی در شهر است درک می کنم، دوستان عمق نگاهت را به تحقیر گرفتهاند. اینان نمی دانند اینجا شهر مردان و زنانی است که از تبارخود فرزندانی همچون انوری ،یثربی، صادقی ،صدیق افشار و ... را برای هویت کشور پرورش دادهاند. اینان نمی دانند اینجا سرزمین زرتشت است ،سرزمین تاجگذاری پادشاهان ایرانی. من از چه می گوییم اینجا تکاب است شهری با قدمت تاریخ .
بیایید کمی به نگاه نگران پیرمرد احترام بگذاریم . مجبورم باز بگوییم چرا که پایان همه دل نوشته هاییم را این چنین خط خطی کردهام : من نمی دانم فقط این را می دانم که دانستنم بیشتر از ندانستنم مرا ازار میدهد آینده را بسازیم منتظر آینده نباشیم .
در این تصویر دو نسل از بدنسازان شهر تکاب مشهود است رضوانی که از کشتی گیران و بوکسورها وبدنسازان دهه 60 و 70 میباشد و هنوز هم در راه ورزش تلاشی مستمر دارد و بارها در تهران و سطح کشور مقامهائی را کسب کرده و در کنار او هیوا نصیری جوانی جویای نام که هم در کشتی و هم بدنسازی مقامهای خوبی در سطح استان کسب کرده .
کجایند آنان که در صحنه پیکار ، شمشیرهاشان را از غلاف بیرون کشیده ، هر گوشه از میدان نبرد را دسته دسته و صف به صف فرا می گرفتند ؟ آنان جوانمردانی بودند که در پایان هر مصاف از بقاء زندگانی بازگشته از کارزار سپاه خود ، شادمان نمی شدند و از بابت مرگ سرخ کشتگانشان از کسی تسلیت نمی خواستند ، چشمانشان از شدت گریه خوف بر درگاه جلال ربویی به سفیدی گراییده ، شکم هاشان بر اثر روزه داری لاغر گشته و پوست لبانشان بر اثر مداومت بر دعا و ذکر حق خشکیده. رنگ رخسارشان از فرط شب بیداری زرد گشته و غبار فروتنی و تواضع چهرهاشان را پوشانده آنان برداران من هستند که از این سرای فانی سفر می کنند پس سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و از اندوه فراقشان انگشت حسرت بر لب بگزیم . امیرالمومنین علی (ع) - نهج البلاغه - کلام 120
این کلام زیبا تقدیم به شهیدان و ایثارگران دهستان اغولبیگ دهستانی که روزگاری پدر خود بنده که مفقود الاثر میباشد با دکتر انصاری برای تربیت
شاگردانی چون عبودی و عزیزاین دیگر زحماتی کشیده و راه انقلاب و مسیر انقلاب را برای زندگانی ما صاف کردند.شهیدانی همچون شهید بدخشی
شهید بیگلری رزمنده مرحوم حسین داداشی سردار مرحوم پاسدار خاکزاد شهید عبودی شهید ان و رزمندهگان و جانبازانی از اغولبیک که
مهد تدین و اعتقادات مذهبی بوده و همیشه جوانان غیور منطقه در تمامی امورات و تشکلهای مهم نظام بالاخص جبهه های جنگ حضوری پر شور داشتند و فعالانه شرکت می جستند و دین خویش را به امام و رهبری ادا کرده اند.پس از سرداران شهید منطقه اغولبیک که تاج سر ما و کشور هستند قدردانی کرده و به پاس این شهیدان اضعاری را تقدیم شما مردمان خوب اغولبیک میکنیم.
آرام آرام قاصدکهای رسیده از سفری دور ، همراه نسیمی مهربان به دشت آلاله ها می رسند .
هر قاصدک بر گلبن لاله ای می نشیند تا خستگی و رنج این سفر دور و دراز را برای لاله اش بازگو کند .
فرشتگان به ضیافت این دشت می آیند و بالهایشان را فرش راه قاصدکها می کنند.
اما!
کمی آنطرف تر، دل خستگانی که به پهنای دل آسمان گریسته اند تابوتهایی خالی را بر دوش خود حمل می کنند
با اینکه تابوت خالیست اما سنگینی عجیبی را بر پشتشان احساس می کنند
صاحبان آن تابوتها همان قاصدکها هستند که سبکبار! به سمت مقصد خویش پرواز کرده اند
اما چرا آنطرفتر صدای گریه می آید؟!
آن همه غم و سوختگی سینه برای چیست؟
انگار هر کسی نجوایی در گوش تابوتی دارد و روی آن چیزی می نویسد
شعر می نویسند؟
آرزوها و امیدها را می نویسند؟
از دل تنگی ها و قصه هجران می سرایند؟
از سختی هایی که کشیده اند؟
از نامردی ها و ناجوانمردی ها؟
از کسانی که حرمت نان و سفره را نگه نمی دارند؟
از بی درد ها ی بی غم و غصه که برای خوش گذرانی دو روزه دنیا کبوتر ها را در قفس زندانی کردند و به پرواز بی سرانجام آنان می خندند؟!
از لگدهایی که روی خونهای پاک کوبیده شده!؟
اما نه!
از رد پای خون گریزی نیست!
این خونها پاک شدنی نیستند
مگر می شود فراموش کرد آن همه پاکی
آن همه صفا و صمیمیت
رشادت
شجاعت
جوانمردی
و آن همه عشق خدایی را!!!
و او همچنان می نویسد.............
اما پهنه تابوت به وسعت همه درد دلهایش نیست
چرا که تابوت نیز دلتنگ پیکریست که از دیار غربت به دیار غربت!
سفر می کند...........
.
.
.
تو فرزند کدام نسل پاکی؟
تو از کدامین دشت روییده ای قاصدک!؟
چه کسی سینه دریاییت را پاره پاره کرده؟
کدام دست ناپاک خون پاک تو را ریخته؟
به کجا سفر می کنی؟
دور از خانه و شهر خویش؟!
دور از دستهای پینه بسته پدر و قلب شکسته مادر!؟
.
.
.
سبز و آباد باد! آن خاکی که سینه اش را آرامگاه پیکر پاک تو کرده
و خوش بر آن آسمانی که سایه بان آن خاک شده!
آری ای شهیدان و رزمندگان و جانبازان سر فراز اغولبیک
این وب سایت تقدیم معلم اخلاق و دانشمند جاوید الاثر محمد حسن رضوانی باد که در جنگهای داخلی در شهرستان سنندج مفقود شد . یادش گرامی باد ونامش همیشه جاوید باد. , و یاد معاون مدرسه ای که در آن درس میخواندم مرحوم فرخ نصر الهی که همیشه بر لبانش لبخنی داشت و چهره ای مهربان وبیاد دبیر تاریخ و جغرافیم در مدرسه راهنمائی شریعتی مرحوم شهید حسن حاجیانپور
.شهرو یاد استاد عزیزم مرحوم سید عبدالرزاق رضویان که پایه گذار راهپیمائی های مدارس شهر تکاب در اول انقلاب بود. و یاد مرحوم معلم سید یحی رضویان یار دیرینه پدرم و مرحوم معلم عزیزمان حسین وظیفه و پهلوان بزرگوار نصرت اله نقدی عزیز مرحوم و همه معلیمین و فرهنگیان گمنام منطقه افشار من شهر تکاب این مرزوبوم آشنا سالها است
جان گرفته کشتی اندر شهر ما
پهلوانی باید اندر ورزش کشتی جوان
همچو تختی بایدت نامت نشیند بر دلان
رستمی و پرچمی هر دو شهید زنده اند
یادشان باقیست بر دلها چو زاد این مو طنند
ملکیان را اسوه باشد ملکیان
نی رود یادش ز دل چون نقش بسته بر دلان
داغ بر دلها نهاد اخلاق خوب قاضیان کند
دل از این جهان و گشت یار غازیان
چون بنی هاشم زنور هاشمی بود وبرفت
نوریان چون نور حق تابید و هم تابنده رفت
باب رضوان را گشودی ای امیر گشته ای بر دام پر دردان اسیر
چشم بر در کی نشان یابی زاو از پدر دوری و دل محزون او
و اما این وبلاگ بیاد تاریخ تکاب و اساتیدی چون پدر عزیزم و شهیدان گرانقدر منطقه وتمامی
دوستداران تاریخ اصیل شهرستان تکاب ایجاد کرده ام.
تكاب به معني آب باريكه و زمين كم آب است. منطقه تكاب داراي ده ها اثر تاريخي قبل وبعد از اسلام است كه از آن جمله ميتوان به تخت سليمان اشاره كرد كه در 45 كيلومتري شمالشرقي آن واقع شده است.
شهر باستاني شيز در آن مكان قرارداشت واحتمالاً به علت فعاليتهاي آتشفشاني كوه زندان در فاصله 105 كيلومتري تخت سليمان، ويران شده و آثاري از آن برجاي نمانده است. نام تكاب تا سال 1316 هجريشمسي تكانتپه (تپه پر ازخار) بوده است.
شهرستان تكاب از شمالغربي به هشترود،از شمالشرقي به زنجان،از طرف غرب به صائيندژ واز جنوب وجنوبغربي به سنندج وسقز واز طرف جنوب شرقي به شهرستان بيجار محدود است و وسعت آن 2523 كيلومتر مربع مي باشد.
بنا و يادمانهاي تاريخي
بالاخانه قزقپان سنگ
در 5 كيلومتري شمال غربي روستاي قزقپان سنگ در سينه كوهسنگي يك مناره جالب توجه وجود دارد كه امتداد آن به دامنه صخره منتهي مي گردد.
زندان سليمان
زندان سليمان بر روي كوهي قرار گرفته كه در قله آن دهانه بزرگي از يك آتشفشان غير فعال وجود دارد. ارتفاع اين زندان مخوف افسانهاي كه ديواره صخرهاي آن كاملاً عمودي است از يكصد متر بيشتر به نظر ميرسد و بویگاز تندي از درون اين چاه عظيم به مشام ميرسد.
زندان سليمان بيشتر به يك دهانه آتشفشاني خفته ميماند و وجود چشمههاي آبگرم معدني در روستاي احمد آباد درپاي همين كوه مويد اين نظر است.
قلعه تخت سليمان
تخت سليمان و مجموعه آثار باستاني و تاريخي آن يكي از مهمترين و مشهورترين مراكز تاريخ و تمدن ايران محسوب ميشود.اين مجموعه در ناحيه تكاب و بر روي يك بلندي طبيعي به ارتفاع 20 متر از سطح دشت احداث شده است.
كليه آثار آن درون يك حصار و ديوار بيضي شكل بنا شده ودر درون دشتي گسترده واقع شده است. حصار بيروني از سنگهاي لاشهاي به ابعاد مختلف و به ضخامت 5 متر، ارتفاع 14 متر و محيط بيروني 1200 متر بنا شده است.
لايه بيروني حصار از سنگهاي تراشدار نماسازي شده و داراي 38 برج دفاعي مخروطي شكل است. بناي ديوار و حصار بيروني متعلق به دوره ساساني است، ولي در دوره ايلخاني نيز ضمن مرمت پارهاي از قسمتهاي فرو ريخته ، دروازه جديدي در مجاورت دروازه جنوبي عهد ساساني احداث گرديد.
در اين مجموعه تاريخي محل شگفت انگيزي به نام زندان قرار دارد كه مشتمل است بر بقاياي معبدي از دوران ماقبل تاريخ و عهد ماد. در اطراف تخت سليمان آب گرمهاي جوشان و حتي چشمههاي سرد وجود دارند كه بسيار جالب توجه و ديدني هستنند. همچنين شكاف بزرگي كه در اثر زلزله پديد آمده از نكات ديدني تخت سليمان است.
قلعه سردار افشار (حسينعليخان افشار)
در ضلع شمال غربي مركز شهرستان تكاب، قلعهاي شامل سه بخش اندروني، بيروني و محل نگهداري احشام در يك مكان خيلي وسيع احداث گرديده بود. اين عمارت در زمان سلطنت ناصرالدينشاه قاجار توسط سردار حسينعليخان افشار در سال 1281 هجري قمري احداث گرديده.
قلعه اربابي يلقون آغاج (چهار باغ)
قلعه يلقون آغاج در اوايل حكومت قاجاريه، با نماي هشت ظلعي منظم در دو طبقه احداث گرديد و داخل عمارت را با كاشيهاي رنگين و نقاشيهاي با ارزش مزين نمودند.
قلعه رشيد الدوله (حسنخان افشار) دورباش
اين قلعه توسط رشيدالدوله در دوره سلطنت شاهان قاجار در ميان باغهاي انگور و درختان ميوه، احداث گرديده است.
دژ ساري قور خان
اين بنا از دوران پيشاز تاريخ، مركز تمدنهاي هزاره اول بوده و از عصر مادها تا دوره ساساني اقوام متعددي در آنجا سكونت داشتهاند. دژ به صورت پشته عظيم سنگي در حاشيه شرقي رودخانه سارق در 600 متري از دره سر بر آورده كه از همه طرف محفوظ و مجزاست و دستيابي به آن مشكل و به اين لحاظ جايگاه امني براي ساكنان آن در ادوار مختلف بوده است.
بقاياي برجهاي ديده باني و دخمههاي صخرهاي با حياط و آبانبارها به فرمهاي چهار گوش منظم و نا منظم و مدور و پلكانها و راهروهاي استوانهاي ارتباطي، قابل ملاحظهاي ميباشد. به احتمال قوي اين محل در دوره غارنشينان مورد استفاده بوده و اهميت خود را در ادوار بعدي نيز حفظ نموده است.
قلعه محمد حسين خان مير پنج دور باش
اين قلعه توسط محمد حسين خان مير پنج در دوره سلطنت شاهان قاجار در روستاي معتدل دورباش احداث گريده است و درحاشيه طولي يكي از ديوارهاي قلعه و قسمت بيروني آن آينه بزرگي نصب نموده بودند كه مشرف به گردنه زرينه اوباتو و دوراهي ديواندره بودكه حركت و عكسالعمل نيروهاي مهاجم و يورشگران را منعكس ميكرد.
دژ بلقيس
روي قلعه جنوبي كوه بلقيس استحكاماتي با نام متداول تخت بلقيس وجود دارد كه ويرانههاي آن در سال 1959 كشف گرديد. تاريخگذاري بنا را به دوره ساسانيان محتمل ميكند.
تپه مجيد
در فاصله 3 كيلومتري شمال شرقي بين تخت و دهكده تارهكند در حوالي قبرستان جديد تپهاي معروف به تپه مجيد وجود دارد كه بر روي آن سفالهايي از دوره ساساني بدست آمده است.
اين مكان وجود احتمالي محوطههاي مسكوني از دوره آتشكده را نشان ميدهد كه از نظر باستانشناسان محل گورهاي دسته جمعي تومولوسها مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد است. مجموع گورهاي تومولوس كه به شكل تپه باستاني است، شامل چند هزار گور فرعي ميباشدكه يك گور اصلي را حلقه وار در ميان گرفتهاند.
جاذبه هاي طبيعي
آبهاي گرم احمد آباد
در فاصله 2 كيلومتري شمال غربي روستاي احمد عليا حفرههاي آبگرمي وجود دارد كه بنا به روايت گذشتگان خاصيت دارويي داشته و مورد استفاده عموم قرار ميگيرد.
در ميان چشمه هاي آبگرم احمد آباد در نقاط نزديك آبگرمها، حفرههاي پر از آب سرد نيز وجود دارد كه خاصيت دارويي داشته و مورد استفاده عموم قرار ميگيرد.
اين آبها بعلت داشتن املاح معدني گوناگون بعد از طي مسير در روي زمين رسوباتي به رنگهاي سفيد زرد مايل به نارنجي و در بعضي موارد كاملاً قرمز بر جاي ميگذارد.
غار كهريز
اين غار در كهريز تكاب واقع شده و قطر دهانه آن در حدود 2 متر و طول و عرض آن نيز 3 متر است.
چمن متحرك بدرلو (چمن گلي)
چمن گلي در كيلومتر 17 شمال شرقي شهرستان تكاب و در 3 كيلومتري شرق روستاي بدرلو از دهستان افشار بخش مركزي واقع شده است.
در داخل دره سبز، و درختان چنار و بيد و نيزار و چمن درياچهاي به قطر طبيعي تقريبي 80 متر و با جزيرهاي شناور مملو از ني بقطر 60 متر وجود دارد كه در اثر وزش باد به طرفين حركت ميكند.
زندان برنجه
زندان برنجه در 28 كيلومتري شمال شهرستان تكاب در روستاي برنجه ( برنجك) از دهستان چمن، بخش تخت سليمان و در دامنه كوهي معروف به طويله سليمان واقع شده است.
درياچه خسرو
در وسط آثار باستاني تخت سليمان درياچهاي كه عمق آن حدوداً 110 متر و ابعاد آن80در120 متر است وجود دارد. آب درياچه بصورت چشمه جوشان از اعماق زمين بيرون ميجوشد كه منظره بسيار جالبي دارد.
آب درياچه آهكي و نسبتاً ملايم و غير قابل شرب است و هيچ موجود زندهاي در آن وجود ندارد. وجود اين درياچه فيروزهگون در ميان قلعه و قرار داشتن قلعه در وسط يك سلسله كوههاي دايرهاي شكل، منظرهاي را به وجود آورده كه يكي از عجايب ديدني و تماشايي منطقه ميباشد.
اماكن زيارتي ومذهبي
مسجد جامع تكاب
اين مسجد در سال 1332 هجري قمري به دستور سردار حسينعليخان افشار در زمان سلطنت ناصرالدينشاه بنا گرديده است.
مسجد جامع روستاي اغولبيك
مسجدجامع روستاي اغولبيك به دستور يكي از اربابان محلي در سال 1332 هجري قمري احداث و هم اكنون بعد از گذشت چندين سال از قدمت آن بطور سالم و فاقد آثار ويراني مورد بهره برداري قرار ميگيرد.
كليساي چهار طاق
در شمال غربي و كيلومتر 36 شهرستان تكاب در روستاي چهار طاق پايههاي چهار ستون مخروبه وجود دارد كه در نزد اهالي به كليسا مشهور است. از نظر كارشناسان اين بنا مربوط به دوره ساسانيان بوده و به يك آتشكده شباهت بيشتري دارد. پايه هاي اصلي طاق خراب شده و اطراف آن كه در محل به كليسا معروف ميباشد توسط افراد سود جو براي گنج يابي به كلي ويران شده است.