تاريخ خبر: 29/7/1391 برترينهاي مسابقات كشتي دهمين المپياد ورزشي دانشجويان پسر كشور
روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران : مسابقات كشتي دهمين المپياد ورزشي دانشجويان پسر علوم پزشكي كشور روز جمعه 28 مهر با معرفي برترينهاي اين رشته به پايان رسيد.
به گزارش كميته روابط عمومي دهمين المپياد ورزشي، مسابقات كشتي دهمين المپياد ورزشي دانشجويان علوم پزشكي سراسر كشور طي دو روز متوالي در تاريخهاي 27 و 28 مهر 1391 برگزار شد كه در پايان اين رقابتها و در مرحله فينال دكتر آيتي، معاون دانشجويي فرهنگي وزارت بهداشت و درمان، دكتر محقق معاون دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي تهران، دكتر تدين ناظر المپياد، مقدم منش مدير تربيت بدني وزارت بهداشت، كوشكي مدير تربيت بدني دانشگاه علوم پزشكي تهران، دكتر رمضان خاني معاون دانشجويي فرهنگي و دكتر فيروزه اي مدير تربيت بدني دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، حبيبيان و احسان زاده معاونان فني و اجرايي تربيت بدني و ديگر مديران تربيت بدني دانشگاهها و عوامل مربوط به المپياد ورزشي براي اهداي مدالها و كاپ قهرماني به مربيان، سرپرستان و ورزشكاران رشته كشتي حضور داشتند.
گفتني است نفرات برتر در اوزان مختلف به شرح زير است:
وزن 55 كيلو گرم:
مقام اول : رسول نصيري (دانشگاه علوم پزشكي اهواز)
مقام دوم: سعيد امجديان (دانشگاه علوم پزشكي تهران)
مقام سوم مشترك: مرتضي رحيم نژاد(دانشگاه علوم پزشكي بابل) و علي وحدتيان (دانشگاه علوم پزشكي مشهد)
مقام پنجم مشترك: حميد اردشيري (دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) و رضا پوربهشت (دانشگاه علوم پزشكي جهرم)
وزن60 كيلو گرم :
مقام اول: علي صادق زاده(دانشگاه علوم پزشكي زاهدان )
مقام دوم: محمد رضا كوه پيما (دانشگاه علوم پزشكي شيراز)
مقام سوم مشترك: مجتبي لطيفي (دانشگاه علوم پزشكي اراك) و سجاد نعمتي (دانشگاه علوم پزشكي دزفول)
مقام پنجم مشترك: حميدرضا طالبي (دانشگاه علوم پزشكي زنجان) و يوسف قيصريان (دانشگاه علوم پزشكي ايلام)
وزن 66 كيلو گرم:
مقام اول: محمد مقامي(دانشگاه علوم پزشكي شيراز)
مقام دوم: محمد خيري نيا(دانشگاه علوم پزشكي بابل)
مقام سوم مشترك: مهران خدائي (دانشگاه علوم پزشكي اراك) و سعيد خزائي(دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
مقام پنجم مشترك: حسين حمودي (دانشگاه علوم پزشكي بندرعباس) و عليرضا نوري (دانشگاه علوم پزشكي لرستان)
وزن74 كيلو گرم:
مقام اول: بهرام جلالي (دانشگاه علوم پزشكي قم)
مقام دوم: مسعود سياه باني (دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه)
مقام سوم مشترك : جلال عبدالهي (دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) و اصغر ميرزائي (دانشگاه علوم پزشكي بندر عباس)
مقام پنجم مشترك: مجتبي ارزشمند (دانشگاه علوم پزشكي جهرم) و مسلم مهدوي (دانشگاه علوم پزشكي بهزيستي)
وزن84 كيلو گرم:
مقام اول: كمال مرتضايي (دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
مقام دوم: شهاب اكبري (دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه)
مقام سوم مشترك : علي طلايي (دانشگاه علوم پزشكي مازندران) و ابراهيم قلي نژاد (دانشگاه علوم پزشكي تهران)
مقام پنجم مشترك: علي مهدوي (دانشگاه علوم پزشكي اراك) و هادي غلام زاده (دانشگاه علوم پزشكي اصفهان)
وزن96 كيلو گرم:
مقام اول: محمدجواد نصرتيان (دانشگاه علوم پزشكي ايلام)
مقام دوم: شهرام فكوري نيا (دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي)
مقام سوم مشترك : صفر محمدي باوان (دانشگاه علوم پزشكي تبريز) و سپهر نوابي فر (دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه)
مقام پنجم مشترك: صلاح احمدي (دانشگاه علوم پزشكي قزوين) و مجيد سرلك (دانشگاه علوم پزشكي شهركرد)
وزن120 كيلو گرم:
مقام اول: مسعود نعمت الهي (دانشگاه علوم پزشكي بندرعباس)
مقام دوم: حسين درمياني (دانشگاه علوم پزشكي تهران)
مقام سوم مشترك : حجت نيكنام (دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي) و ميثم عباسي (دانشگاه علوم پزشكي ايلام)
مقام پنجم مشترك: محمدرضا حيدري(دانشگاه علوم پزشكي شيراز) و يونس عبدالعليان(دانشگاه علوم پزشكي اصفهان)
در پايان مراسم نيز از ورزشكاران برتر با اهداي حكم، مدال، كاپ و جوايز نقدي تقدير شد.
شهید دکتر مصطفی چمران بحق رزمنده ای زمان شناس و ولایتمدار حقیقی بودتاثیر و نفوذ کلام بسیار بالایی داشت که نشان از اخلاص و تقوای ایشان بود تا جایی که حتی کسانی که به خلافکاری مشهور بودند با کلام شهید متحول شده و عاشق راه امام میشدند...
خاطره ای که میخوانید یکی از همین اعجاز کلام شهید مصطفی چمران است.
قبل از انقلاب قهرمان موتور سواری بودم .به من زنگ زدند و گفتند: دکتر گفته موتورت رو سوار کامیون کن و بیا به خوزستان که الان لازمت دارم .
با موتورم که یک تریل 400 بود به ستاد جنگهای نامنظم در اهواز رفتم. وقتی به دکتر ملحق شدم، متوجه تعدادی موتور سوار شدم که آنجا بودند .
هفت -هشت نفر بودند که سرشان را کاملا تیغ انداخته بودند. وقتی دقت کردم، دیدم چند نفری از آنها را می شناسم، تعجب کردم که اینها اینجا چه می کنند. چند نفر از آنها خلافکار بودند.
به دکتر گفتم: آقای دکتر اینها رو چرا به اینجا آوردین؟
دکتر چمران گفت :این جنگ مال همه است باید همه بیان و کمک کنن. نمیتونیم فقط به یه قشر خاص فکر کنیم یا بشینیم و این و اونو گزینش کنیم . اینها از پس کارهایی بر میآن که بقیه فکرشو هم نمی تونن بکنن.
گفتم:اما بعضی از اینهاخلافکارن و من حتی خلاف هاشونو هم میدونم .
گفت:خیلی خب، من دیشب اینها را طوری ساختم که همه رفتن حمام و کله ها رو تیغ انداختند، غسل و توبه کردن و فقط برای شهادت خدمت کنن .
در اوج جنگ و آتش و محاصره ، فقط آنها بودند که داوطلب میشدند آذوقه و مهمات و سوخت به خط مقدم برسانند .
در واقع اگر آنها نبودند هیچکس جراتش را نداشت که از اول جاده ی سوسنگرد تا انشعابهای مختلف رود کرخه و تا پایین دهلاویه و تپه های آن سوار موتور شود و آر پی جی زن ها را بردارد، ببرد جلو و بزنند به دل تانک ها یی که داشتند جلو می آمدند .
کسانی که توی شهر انگشت نما بودند و اگر جایی جمع می شدند حتما با آنها برخورد می شد،کارشان به جایی رسید که از همه ی ما جلو زدند و بیشترشان شهید شدند.
در جراید و روزنامه هر دفعه و در هر شرایطی ما می بیتنیم
و میخوانیم دعوای اصلاح طلبان و اطو ل گراین حاکم شده.
نکته: درشرایط فعلی که حضرت امام خامنه ای به وحدت و دوستی
اشاره میکند و می فرمایند از توهین به هم از تخریب دوری کنید.
متاسفانه در این شرایط سخت اقتصادی که خانواده دچار آسیب
سخت و سخت تر شده.آقا ول کنید چپ و راست را ول کنید
که من اصولگرا هستم شما اصلاح طلب بیائید خدائی باشید
بیائید حق باشید و با رهبریت امام خامنه ای کشورمان را آباد و
مردم را از زیر این فشار و غول اقتصادی و گرانی ازاد کنید.
مدیران ارشد مسئولین در هر رتبه ای فقط و فقط به دنبال کسب
قدرت و رایزنی برای دو سه سال بعد هستند که کجا و کی مدیر کل
یا نماینده یک شهر شوند.
آقا به ایران خودرو با سایپا سری بزنید باور کنید یک کارگر و یک
کارمند توان خرید موتور ندارد تا چه رسد به خودرو که دیشب در برنامه
پایش آقای دکتر............ می فرمدوند خوب برای اینکه مرگ و میر کمتر
شود . موتور را حذف و ماشین های یورو 2 و یا 3 را جایگزین کنیم خوب
و آقای محترم دکتر مثالی از هندوستان آوردید و به تولیدات داخلی
کشور هندوستان ایرادی گرفتی خوب شما بگو از پراید(بنز) کنونی که
قیمت پراید ما با بنز مدل 2013 در ارمنستان برابری میکند با کذامین کیفیت
به بازار عرضه میشود. شما پیشنهاد دادید که بیائیم ما ماشین های
کوچک ارزان بسازیم با کیفیت بالاتر مردم موتور نخرند قبول با این
وصف اگر موتور یک ککشته می داد با موتور ارتقا یافته شما ما باید
شاهد مرگ و میر دسته جمعی ملت محروم از ماشین های با کیفیت
خارجی حتی ایرانی قیمت بالای 30 میلیونی باشیم.
خوب این مشکلاتی هست که باید نمایندگان ابرام و پافشاری کنند.
نه شعار بدهند و بعد ماشینی که 100 گران شده را 3 درصد ارزان کنند.
آیا در حق ملت شهید پرور ایران اجحاف نیست شما خودتان ماشینهای
خودتان رو با موتور و پراید عوض میکنید.
حالا به کنار در مبحث بعدی وردو ماشین خارجی برای آرامش پولداراهاست
چون من و یک کارگر چه ماشینی بخریم که بدون گمرک برایمان 20 میلیون تمام
بشود پس بدانید واردات ماشین هم به نفع دولتمردان وکسانی هستند
که میلیاردی معامله و سود میکنند. واقعا برای این ملت شما نماینده و مسئول
هستید یا نه اگر هستید کو و اگر نیستید که ما بهتر از خود شما حستان
میکنیم که بیشتر چالش های سیاسی شما با یکدیگر در مجلس وتلویزیون
و کارخانجات عوام فریبی بیش نیست .
لطفا شما با مردم صادق نیستید ولی با خدای خود با خون شهدا وجانبازان
صادق باشید ببینید قبل از اینکه مدیر باشید چه کسی بودید و چی داشتید.
بازاریان و فروشندگان ما از عدم بازرسی بازرسان اصناف و بازار مطمئن هستند و راحت کالاهای ارزان را به مردم خیلی گران می فروشند همچون صنف
املاک خانه مسکن زمین و یا ماشین و خودرو که کمر مردم را خیلی راحت با این قیمت های گران سخت می شکنند هزینه پول دانشگاه
آزاد و تهیه جهیزیه برای دختر وای به خال کسانی که چندین دختر دم بخت دارند.
در گذشته رسم بر این بود که هنگام بروز حوادثی چون سیل، زلزله، خشکسالی و سرمای شدیدی چون امسال، مردم از اقصینقاط کشور به کمک حادثهدیدگان میشتافتند اما این روزها گویا همچون بسیاری از سنتها که فراموش شده، این سنت نیز به باد فراموشی سپرده شده و منفعت را در این میبینیم که نمک بر زخم مردمی بریزیم که زیر بار سنگین برف و سرما کمر خم کردهاند. از نامهربانی مردم که بگذریم، باید از مسئولان دولتی و مراجع نظارتی این سوال را پرسید که چرا در برابر گرانیهای وحشتناک و غیرقابل توجیه اخیر در استانهای بحرانزده سکوت کردهاند و اقدامی نمیکنند. چرا خبری از برخورد با گرانفروشان نیست.
یک فروشنده به چه حقی به خود اجازه میدهد به بهانه کمبود و سرما،و گرما محصول و کالایی را که در اختیار دارد به دهها یا صد برابر قیمت معمول به فروش برساند. چرا یک راننده تاکسی باید قیمت مسیر را حدود 30 برابر افزایش دهد؟ چرا به جای اینکه امکانات اولیه به سرعت در اختیار مردم قرار بگیرد، آنها باید نان را به قیمت جان بخرند؟ اگر دولت در تهیه اقلام اساسی و ضروری با مشکل روبهرو بود، چرا مانند حوادث مشابه دیگر، از مردم کشور تقاضای کمک به بحرانزدهها را نکرد؟
تمام این اتفاقات ناشی از این است که در شرایط عادی و هنگام بروز تخلفات کوچک و جزئی، برخوردهای قانونی، بایسته و بازدارنده با متخلفان صورت نمیگیرد تا آنها در چنین شرایطی که شهروندان برای زنده ماندن به ابتداییترین مایحتاج مانند نان و آب دارند، آنها را با قیمتهای گزاف بفروشند.
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
این وب سایت تقدیم معلم اخلاق و دانشمند جاوید الاثر محمد حسن رضوانی باد که در جنگهای داخلی در شهرستان سنندج مفقود شد . یادش گرامی باد ونامش همیشه جاوید باد. , و یاد معاون مدرسه ای که در آن درس میخواندم مرحوم فرخ نصر الهی که همیشه بر لبانش لبخنی داشت و چهره ای مهربان وبیاد دبیر تاریخ و جغرافیم در مدرسه راهنمائی شریعتی مرحوم شهید حسن حاجیانپور
.شهرو یاد استاد عزیزم مرحوم سید عبدالرزاق رضویان که پایه گذار راهپیمائی های مدارس شهر تکاب در اول انقلاب بود. و یاد مرحوم معلم سید یحی رضویان یار دیرینه پدرم و مرحوم معلم عزیزمان حسین وظیفه و پهلوان بزرگوار نصرت اله نقدی عزیز مرحوم و همه معلیمین و فرهنگیان گمنام منطقه افشار من شهر تکاب این مرزوبوم آشنا سالها است
جان گرفته کشتی اندر شهر ما
پهلوانی باید اندر ورزش کشتی جوان
همچو تختی بایدت نامت نشیند بر دلان
رستمی و پرچمی هر دو شهید زنده اند
یادشان باقیست بر دلها چو زاد این مو طنند
ملکیان را اسوه باشد ملکیان
نی رود یادش ز دل چون نقش بسته بر دلان
داغ بر دلها نهاد اخلاق خوب قاضیان کند
دل از این جهان و گشت یار غازیان
چون بنی هاشم زنور هاشمی بود وبرفت
نوریان چون نور حق تابید و هم تابنده رفت
باب رضوان را گشودی ای امیر گشته ای بر دام پر دردان اسیر
چشم بر در کی نشان یابی زاو از پدر دوری و دل محزون او
و اما این وبلاگ بیاد تاریخ تکاب و اساتیدی چون پدر عزیزم و شهیدان گرانقدر منطقه وتمامی
دوستداران تاریخ اصیل شهرستان تکاب ایجاد کرده ام.
تكاب به معني آب باريكه و زمين كم آب است. منطقه تكاب داراي ده ها اثر تاريخي قبل وبعد از اسلام است كه از آن جمله ميتوان به تخت سليمان اشاره كرد كه در 45 كيلومتري شمالشرقي آن واقع شده است.
شهر باستاني شيز در آن مكان قرارداشت واحتمالاً به علت فعاليتهاي آتشفشاني كوه زندان در فاصله 105 كيلومتري تخت سليمان، ويران شده و آثاري از آن برجاي نمانده است. نام تكاب تا سال 1316 هجريشمسي تكانتپه (تپه پر ازخار) بوده است.
شهرستان تكاب از شمالغربي به هشترود،از شمالشرقي به زنجان،از طرف غرب به صائيندژ واز جنوب وجنوبغربي به سنندج وسقز واز طرف جنوب شرقي به شهرستان بيجار محدود است و وسعت آن 2523 كيلومتر مربع مي باشد.
بنا و يادمانهاي تاريخي
بالاخانه قزقپان سنگ
در 5 كيلومتري شمال غربي روستاي قزقپان سنگ در سينه كوهسنگي يك مناره جالب توجه وجود دارد كه امتداد آن به دامنه صخره منتهي مي گردد.
زندان سليمان
زندان سليمان بر روي كوهي قرار گرفته كه در قله آن دهانه بزرگي از يك آتشفشان غير فعال وجود دارد. ارتفاع اين زندان مخوف افسانهاي كه ديواره صخرهاي آن كاملاً عمودي است از يكصد متر بيشتر به نظر ميرسد و بویگاز تندي از درون اين چاه عظيم به مشام ميرسد.
زندان سليمان بيشتر به يك دهانه آتشفشاني خفته ميماند و وجود چشمههاي آبگرم معدني در روستاي احمد آباد درپاي همين كوه مويد اين نظر است.
قلعه تخت سليمان
تخت سليمان و مجموعه آثار باستاني و تاريخي آن يكي از مهمترين و مشهورترين مراكز تاريخ و تمدن ايران محسوب ميشود.اين مجموعه در ناحيه تكاب و بر روي يك بلندي طبيعي به ارتفاع 20 متر از سطح دشت احداث شده است.
كليه آثار آن درون يك حصار و ديوار بيضي شكل بنا شده ودر درون دشتي گسترده واقع شده است. حصار بيروني از سنگهاي لاشهاي به ابعاد مختلف و به ضخامت 5 متر، ارتفاع 14 متر و محيط بيروني 1200 متر بنا شده است.
لايه بيروني حصار از سنگهاي تراشدار نماسازي شده و داراي 38 برج دفاعي مخروطي شكل است. بناي ديوار و حصار بيروني متعلق به دوره ساساني است، ولي در دوره ايلخاني نيز ضمن مرمت پارهاي از قسمتهاي فرو ريخته ، دروازه جديدي در مجاورت دروازه جنوبي عهد ساساني احداث گرديد.
در اين مجموعه تاريخي محل شگفت انگيزي به نام زندان قرار دارد كه مشتمل است بر بقاياي معبدي از دوران ماقبل تاريخ و عهد ماد. در اطراف تخت سليمان آب گرمهاي جوشان و حتي چشمههاي سرد وجود دارند كه بسيار جالب توجه و ديدني هستنند. همچنين شكاف بزرگي كه در اثر زلزله پديد آمده از نكات ديدني تخت سليمان است.
قلعه سردار افشار (حسينعليخان افشار)
در ضلع شمال غربي مركز شهرستان تكاب، قلعهاي شامل سه بخش اندروني، بيروني و محل نگهداري احشام در يك مكان خيلي وسيع احداث گرديده بود. اين عمارت در زمان سلطنت ناصرالدينشاه قاجار توسط سردار حسينعليخان افشار در سال 1281 هجري قمري احداث گرديده.
قلعه اربابي يلقون آغاج (چهار باغ)
قلعه يلقون آغاج در اوايل حكومت قاجاريه، با نماي هشت ظلعي منظم در دو طبقه احداث گرديد و داخل عمارت را با كاشيهاي رنگين و نقاشيهاي با ارزش مزين نمودند.
قلعه رشيد الدوله (حسنخان افشار) دورباش
اين قلعه توسط رشيدالدوله در دوره سلطنت شاهان قاجار در ميان باغهاي انگور و درختان ميوه، احداث گرديده است.
دژ ساري قور خان
اين بنا از دوران پيشاز تاريخ، مركز تمدنهاي هزاره اول بوده و از عصر مادها تا دوره ساساني اقوام متعددي در آنجا سكونت داشتهاند. دژ به صورت پشته عظيم سنگي در حاشيه شرقي رودخانه سارق در 600 متري از دره سر بر آورده كه از همه طرف محفوظ و مجزاست و دستيابي به آن مشكل و به اين لحاظ جايگاه امني براي ساكنان آن در ادوار مختلف بوده است.
بقاياي برجهاي ديده باني و دخمههاي صخرهاي با حياط و آبانبارها به فرمهاي چهار گوش منظم و نا منظم و مدور و پلكانها و راهروهاي استوانهاي ارتباطي، قابل ملاحظهاي ميباشد. به احتمال قوي اين محل در دوره غارنشينان مورد استفاده بوده و اهميت خود را در ادوار بعدي نيز حفظ نموده است.
قلعه محمد حسين خان مير پنج دور باش
اين قلعه توسط محمد حسين خان مير پنج در دوره سلطنت شاهان قاجار در روستاي معتدل دورباش احداث گريده است و درحاشيه طولي يكي از ديوارهاي قلعه و قسمت بيروني آن آينه بزرگي نصب نموده بودند كه مشرف به گردنه زرينه اوباتو و دوراهي ديواندره بودكه حركت و عكسالعمل نيروهاي مهاجم و يورشگران را منعكس ميكرد.
دژ بلقيس
روي قلعه جنوبي كوه بلقيس استحكاماتي با نام متداول تخت بلقيس وجود دارد كه ويرانههاي آن در سال 1959 كشف گرديد. تاريخگذاري بنا را به دوره ساسانيان محتمل ميكند.
تپه مجيد
در فاصله 3 كيلومتري شمال شرقي بين تخت و دهكده تارهكند در حوالي قبرستان جديد تپهاي معروف به تپه مجيد وجود دارد كه بر روي آن سفالهايي از دوره ساساني بدست آمده است.
اين مكان وجود احتمالي محوطههاي مسكوني از دوره آتشكده را نشان ميدهد كه از نظر باستانشناسان محل گورهاي دسته جمعي تومولوسها مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد است. مجموع گورهاي تومولوس كه به شكل تپه باستاني است، شامل چند هزار گور فرعي ميباشدكه يك گور اصلي را حلقه وار در ميان گرفتهاند.
جاذبه هاي طبيعي
آبهاي گرم احمد آباد
در فاصله 2 كيلومتري شمال غربي روستاي احمد عليا حفرههاي آبگرمي وجود دارد كه بنا به روايت گذشتگان خاصيت دارويي داشته و مورد استفاده عموم قرار ميگيرد.
در ميان چشمه هاي آبگرم احمد آباد در نقاط نزديك آبگرمها، حفرههاي پر از آب سرد نيز وجود دارد كه خاصيت دارويي داشته و مورد استفاده عموم قرار ميگيرد.
اين آبها بعلت داشتن املاح معدني گوناگون بعد از طي مسير در روي زمين رسوباتي به رنگهاي سفيد زرد مايل به نارنجي و در بعضي موارد كاملاً قرمز بر جاي ميگذارد.
غار كهريز
اين غار در كهريز تكاب واقع شده و قطر دهانه آن در حدود 2 متر و طول و عرض آن نيز 3 متر است.
چمن متحرك بدرلو (چمن گلي)
چمن گلي در كيلومتر 17 شمال شرقي شهرستان تكاب و در 3 كيلومتري شرق روستاي بدرلو از دهستان افشار بخش مركزي واقع شده است.
در داخل دره سبز، و درختان چنار و بيد و نيزار و چمن درياچهاي به قطر طبيعي تقريبي 80 متر و با جزيرهاي شناور مملو از ني بقطر 60 متر وجود دارد كه در اثر وزش باد به طرفين حركت ميكند.
زندان برنجه
زندان برنجه در 28 كيلومتري شمال شهرستان تكاب در روستاي برنجه ( برنجك) از دهستان چمن، بخش تخت سليمان و در دامنه كوهي معروف به طويله سليمان واقع شده است.
درياچه خسرو
در وسط آثار باستاني تخت سليمان درياچهاي كه عمق آن حدوداً 110 متر و ابعاد آن80در120 متر است وجود دارد. آب درياچه بصورت چشمه جوشان از اعماق زمين بيرون ميجوشد كه منظره بسيار جالبي دارد.
آب درياچه آهكي و نسبتاً ملايم و غير قابل شرب است و هيچ موجود زندهاي در آن وجود ندارد. وجود اين درياچه فيروزهگون در ميان قلعه و قرار داشتن قلعه در وسط يك سلسله كوههاي دايرهاي شكل، منظرهاي را به وجود آورده كه يكي از عجايب ديدني و تماشايي منطقه ميباشد.
اماكن زيارتي ومذهبي
مسجد جامع تكاب
اين مسجد در سال 1332 هجري قمري به دستور سردار حسينعليخان افشار در زمان سلطنت ناصرالدينشاه بنا گرديده است.
مسجد جامع روستاي اغولبيك
مسجدجامع روستاي اغولبيك به دستور يكي از اربابان محلي در سال 1332 هجري قمري احداث و هم اكنون بعد از گذشت چندين سال از قدمت آن بطور سالم و فاقد آثار ويراني مورد بهره برداري قرار ميگيرد.
كليساي چهار طاق
در شمال غربي و كيلومتر 36 شهرستان تكاب در روستاي چهار طاق پايههاي چهار ستون مخروبه وجود دارد كه در نزد اهالي به كليسا مشهور است. از نظر كارشناسان اين بنا مربوط به دوره ساسانيان بوده و به يك آتشكده شباهت بيشتري دارد. پايه هاي اصلي طاق خراب شده و اطراف آن كه در محل به كليسا معروف ميباشد توسط افراد سود جو براي گنج يابي به كلي ويران شده است.